عبد الله قطب بن محيى
126
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
آدمى تخت بخت در مقام خلافت بزند و ارض شعور بشرى را به نور عدل تكليفى روشن گرداند ، چنانچه سماى هستى عالمى به نور عدل ذاتى روشن است و « بالعدل قامت السموات و الارض » و چون شهرستان وجود انسانى به تمامى معمورى رسد ، خداوند جليل فرمان دهد تا عرش مجيد را از آسمان جهان به آسمان انسان آورند ، هرآينه جهان و آسمان جهان ويران گردد و به يكباره هستى عالم زير و زبر شود ! جهان كه زبر بود ( بالباء الموحدة ) زير شود و انسان كه زير بود ( بالياء المثناة ) زبر شود و نزد اين ، قيامت قايم شود و شود آنچه شود ! اللّه سبحانه وليّم را قدرشناس اين سخنان و برخوردار از انوار آن گرداناد ؛ و باللّه التوفيق . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 37 - [ علم ] ( من عبد اللّه بن محيى ) چون هستى خرد كه تختگاه پادشاهى آدمى است و چون در جنب ملكوت عالم بزرگ به آن مىنگرند ، مزاج لهو و لعب دارد بر اسرار و حكمتها مشتمل و احكام آن را قانونى و ميزانى است كه سررشتهء آن به دست امرا و وزرا و اركان ملك است ، چه گمان به عالم بزرگ توان برد با سعهء اقطار و علوّ مدار و بزرگى كاروبار كه آن را اسرار و حكمتها نباشد و غيوب آن را مفاتيح و خزاين آن را مقاليد نه و وزن آن را قانونى مقرّر و خفض و رفع آن را ميزانى معتبر نه ؟ لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ « 1 » و اگرچه رؤسا نوع آن اسرار را دريافتهاند و آن حكمتها بشناخته و به عبارتى نزديك از آن تعبير كرده ، اما از مستمعان جز آنكس كه او را در
--> ( 1 ) . سوره غافر ، آيه 57 « قطعا آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر [ و شكوهمندتر ] از آفرينش مردم است ولى بيشتر مردم نمىدانند » .